احمد بن حسين بن على كاتب

59

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

مشغول‌اند و اكثر مرفه الحال باشند . / 61 / و هم در سر ريگ برادر كيانرسو ، كيا شجاع ، مدرسهء ديگر بساخت در جنب مدرسهء برادر خود و از آن آثار محو گشته مگر نصفى ديوار گنبد خانه‌اش باقى مانده . و دو خواجه سراى ارسلان خاتون داشت ، يكى را نام لالاريحان و ديگرى را خواجه صواب . لالاريحان هم در سر ريگ قرب كناسه حظيره و قبهء عالى بساخت ، و خواجه صواب قنات « آب صواب » جارى كرد و اكنون آن را « آب سوا » مىخوانند . و ارسلان خاتون دو كنيزك خاص داشت كه خزينه‌دار او بودند : يكى را ابر نام و ديگرى را مباركه . ايشان نيز قناتى جارى كردند مشهور به « ابرو مباركه » . و علاء الدوله مسجد قديم ساخت بر « در ده » ، آنجا كه ارسلان خاتون مناره ساخته بود و بر سر گنبد منارى بساخت و بر تحت مسجد نقبى بر سر « آب زارچ » بكند و مردم شهر از آن آب پيوسته مستفيض مىگردند و آن مناره بر سر گنبد تا سال هشتصد و پنجاه و نه هجرى بود و نشانه‌گاه مسافران بود . بعد از آن بيفتاد . اما گنبد و مسجد و نهر « آب زارچ » همچنان معمور است و با « مسجد جمعهء نو » متصل است . و علما و موالى در اين مسجد بيشتر اوقات معتكف باشند و در جمعه جماعت گزارند . « 1 » [ 74 ] و علاء الدوله را از ارسلان خاتون پسرى آمد او را گرشاسب [ بن علاء ] الدوله نام كرد و به امير زاده على گرشاسب [ بن علاء ] الدوله مشهور گشت ، و همچنين او را دخترى آمد او را عطا خاتون نام كرد و به ملكه عطا خان مشهور گشت . و چون به حدّ بلوغ رسيدند « 2 » سلطان جلال الدين ملكشاه امير على گرشاسب را به ملازمت طلبيد و او ملازم سلطان شد و سلطان او را قابل / 62 / يافت . نوازش فرمود و او هر روز پايه مىافزود تا سرآمد امرا شد . و عطا خاتون « 3 » را نامزد پسر خود سلطان محمود كرد و زفاف كردند . عطا خاتون « 4 » از سلطان محمود پسرى آورد [ او را ] علاء الدولهء عطا خان گفتندى و به مادر بازمىخواندندى . « 5 » و ارسلان خاتون در يزد وفات يافت و بعد از آن چون سالى بگذشت علاء الدوله

--> ( 1 ) . اصل : گذارند . ( 2 ) . ف : رسيد . ( 3 و 4 ) . م : خان . ( 5 ) . محمود در كودكى مرده ، به تعليقات نگاه كنيد .